نصرالله افجه‌اي

اواخر دهه 30 و اوايل دهه 40 تحولات جديدي در عرصه ارائه آثار هنري خصوصاً نقاشي اتفاق افتاد و بكارگيري از عناصر اصيل سنتي و مذهبي مثل خط، مينياتور و موتيوهاي مذهبي با تركيب‌بندي‌هاي مدرن و كوبيسم‌گونه بر ديوار گالري‌ها و نمايشگاه‌ها ظهور و بروز داشت.گرچه تمايلات تزئينات خطي در كشورمان سابقه ديرين دارد و براي نمونه مي‌توان به آثار كتيبه‌نويسي، ثلث‌هاي تزئيني به شكل حيوانات يا انواع مرغ بسم‌الله در دوره صفويه، زنديه، قاجاريه يا دكوراتيو كردن خط نستعليق در آثار ملك محمد قزويني خوشنويس دوره قاجار و زرين‌قلم را مي‌توان به‌عنوان سابقه خط‌نقاشي به‌شمار آورد.

ولي اتفاق تازه در هنر معاصر مدرنيزه كردن عناصر سنتي مثل خط و مينياتور بود كه داراي جذابيت‌هاي بسيار است.

خط نستعليق

توجه هنرمندان به ابعاد بزرگ تابلوها و استفاده از تركيب‌هاي متنوع خط ثلث و نستعليق در ابعاد بزرگ زمينه را براي پديده‌اي نو و جديد مثل نقاشي‌خط فراهم ساخت.

خطاطان، نقاشان با تأثيرگيري از تحولات دوره خود آثار جديدي از خود ارائه دادند.  آثاري كه تا قبل از آن مشاهده نشده بود. در اين آثار نقاشان، خط و خوشنويسي را وارد تابلوهاي نقاشي كرده يا خطاطان رنگ را در تركيبات خطي به‌صورت جدي بكار گرفته‌اند. ارائه خوشنويسي در فضاهاي رنگي بزرگنمايي كلمه‌ها و نقاشي كردن آنها روي بوم با بكارگيري و تكنيك متنوع اجرايي همه و همه جريان نقاشي‌خط را روز به‌روز مطرح‌تر مي‌كرد.

 از طرفي پديده تبليغات محيطي و ساخت تابلوهاي تبليغاتي در ابعاد غول‌آسا زمينه‌ها و شرايط جديدي براي هنرمندان فراهم ساخت تا بتواند از عنصر خط به‌جز نوشتن به تزئين و تركيب بپردازد و ميدان‌هاي تبليغات نيز زمينه‌اي براي تجربه‌هاي آثار خطي در ابعاد بزرگ و چشم‌گير بود.

افجه‌اي، هنرمندي است كه اولين حركت نمايشگاهي و تجسمي با نام نقاشي‌خط را سال1351 ارائه نمود. او نمايشگاه خط نقاشي‌هاي جديدش را آخر اين هفته در نگارخانه شمس به معرض نمايش مي‌گذارد.

وي نيز همانند ديگران عنصر خط را در خلق تابلوهايش به‌كار گرفت. ولي خيلي زود آثارش ويژگي‌هاي خاص و منحصربه‌فردي به خود گرفت. از جمله آگرانديسمان كردن قسمتي از كلمه كه در تركيبات به‌هم آميخته در تابلوهايش ديده مي‌شد. وي در نمايش كلمه اغراق‌آميز عمل مي‌كند يا گاهي كلمات را دفورمه كرده و با به‌نمايش درآوردن آنها فضاهاي عرفاني و هنري خاصي را به نمايش در مي‌آورد.

در واقع مي‌توان دريافت كه عنصر خط ذاتاً داراي قابليت‌هاي تزئيني بسيار است كه افجه‌اي با اغراق در اندازه و فرم آن‌ها توانسته بود به فضاهاي تازه دست پيدا كند.

از جمله كارهاي قابل توجه افجه‌اي كروي كردن هندسه كلمات، در آثارش نيز به چشم مي‌خورد. وي براي درك بهتر هندسه كروي كلمات ماكت‌سازي مي‌نمود و سعي مي‌كرد كه طراحي كلمات را به واقعيت‌هاي هندسي نزديك‌تر كند.

ايجاد فضاهاي خالي نيز از ويژگي‌هاي ديگر اين هنرمند است. وي درتابلوهاي عمودي يا مربع خود قسمتي از تابلو را با كلمات در هم پيچيده و تركيب‌نشده كه معمولاً داراي يك مضمون است را بزرگ‌نمايي مي‌كند و مابقي تابلو خالي و خلوت سپري مي‌شود و در قسمتي از پايين‌  تابلو به‌ صورت سنتي سطري را كه حاوي مطلب همان تابلو است كتابت مي‌كند.

در واقع مي‌توان گفت كه فضاي خالي در آثار افجه‌اي همان سكوت موسيقيايي است كه مي‌توان ريتم‌ها را درك كرد. فرصتي براي خواندن، فرصتي براي ديدن و حس كردن را براي بيننده فراهم مي‌سازد.

افجه‌اي در بخش ديگري از آثارش رياضت‌هاي خويش را به نمايش مي‌گذارد. اين رياضت‌ها كه سابقه ديرين در عالم خوشنويسي داشته در آثار افجه‌اي به‌ طرز اعجاب‌انگيزي به نمايش در مي‌آيد، وي كه در تابلوهاي با ابعاد 150×150 يا بزرگتر كار خود را با كوچك‌ترين اندازه قلم كه اصطلاحا غبار گفته مي‌شود، شروع مي‌كند و رفته رفته اندازه قلم خود را بزرگ‌تر كرده و تا قلم كتيبه پيش مي‌رود.

گاهي مجموعه سياه مشق‌هاي افجه‌اي داراي يك طرح كلي هستند و معمولا كرسي‌هاي آن مدور بود و در واقع تابلوهاي از اين دست كشف ‌و شهود افجه‌اي در نتيجه دريافت‌هاي مشقي وي بوده است. افجه‌اي به اين بسنده نكرده و بخشي از آثار خطهاي بنايي را مدرنيزه كرده و اشكال هندسي با تزئينات ورق‌طلا را ارائه مي‌دهد كه در عين تازگي ارتباط سنتي خود را با مخاطب برقرار مي‌كند.

رنگ‌آميزي نيز از ويژگي‌هاي قابل توجه اين هنرمند است. افجه‌اي در آثارش هرگز از رنگ‌هاي تند استفاده نمي‌كند يا در آثارش رنگ مشكي به صورت خام به هيچ وجه ديده نمي‌شود.

رنگ‌ها در تابلوهاي افجه‌اي ملايم و پتينه شده كه معمولا با ورق طلا تزئين مي‌شود.

نگ‌هاي قهوه‌اي، سبز و آبي كه معمولا متناسب با فضاي معنوي و مضمون تابلو بوده، خصوصا در آثار با فضاهاي خالي به خوبي به چشم مي‌خورد. تابلوهاي افجه‌اي در نگاهي كلي حال عرفاني و ملكوتي خاصي دارد؛ كه طبيعتاً اين نتيجه اخلاق و خوي هنرمند بوده و بيننده را متوجه معنويت خاصي مي‌كند.

 اگرچه مضمون تابلو را هم نخوانده باشد. آثار افجه‌اي قبل از اينكه خوانده شود، احساس شدني است و اين از ويژگي‌هاي آثار هنري موفق  است .