فقط خوشنویسان بخوانند

 
 سلطانعلي مشهدي گويد:

جمع مي كن خطوط استادان      نظري مي فكن در اين و در آن

طبع تو سوي هر كدام كشيد          جز خط او دگر نبايد ديد

تا كه چشم تو پر شود ز خطش  حرف حرفت چو دُر شود ز خطش

 

ادامه نوشته

قیمت یک ضربدر

مهندسی بود كه در تعمیر دستگاه های مكانیكی استعداد و تبحر داشت. او پس
از 30 سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد. دو سال
بعد، از طرف شركت درباره رفع اشكال به ظاهر لاینحل یكی از دستگاه های
چندین میلیون دلاری با او تماس گرفتند. آنها هر كاری كه از دستشان بر می
آمد انجام داده بودند و هیچ كسی نتوانسته بود اشكال را رفع كند.
بنابراین، نومیدانه به او متوسل شده بودند كه در رفع بسیاری از این مشكلات
موفق بوده است. مهندس، این امر را به رغبت می پذیرد. او یك روز تمام به
وارسی دستگاه می پردازد و در پایان كار، با یك تكه گچ علامت ضربدر
روی یك قطعه مخصوص دستگاه می كشد و با سربلندی می گوید: «اشكال
اینجاست!»
آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به كار می افتد. مهندس دستمزد
خود را 50000 دلار معرفی می كند. حسابداری تقاضای ارائه گزارش و
صورتحساب مواد مصرفی می كند و او بطور مختصر این گزارش را
می دهد:
" بابت یك قطعه گچ: 1 دلار و بابت دانستن اینكه ضربدر را كجا
بزنم: 49999 دلار" !!!